دیتاسنتر را میتوان قلب تپنده دنیای دیجیتال دانست؛ جایی که تمام سرویسهای آنلاین، از سادهترین وبسایتهای اطلاعرسانی گرفته تا پیچیدهترین پلتفرمهای ابری و سازمانی، به آن وابستهاند. کوچکترین اختلال در عملکرد این مراکز میتواند زنجیرهای از مشکلات گسترده ایجاد کند و حتی باعث توقف کامل سرویسها شود. در این میان، بستر فیزیکی انتقال داده نقشی شبیه ستون فقرات در بدن انسان دارد؛ ساختاری که شاید به چشم نیاید، اما نبود یا ضعف آن، کل سیستم را از کار میاندازد.
واقعیت این است که بسیاری از مدیران فناوری اطلاعات تمرکز اصلی خود را روی تجهیزات اکتیو مانند سوئیچها و روترها قرار میدهند، در حالی که زیرساخت ارتباطی، پایهایترین بخش هر دیتاسنتر محسوب میشود. اگر مسیر انتقال داده بر اساس استانداردهای فنی طراحی و اجرا نشود، حتی قدرتمندترین تجهیزات هم نمیتوانند عملکرد واقعی خود را نشان دهند و عملاً بخشی از توان آنها هدر میرود.
در این میان، مجموعه شبکه سازان بهعنوان یکی از برندهای پیشرو در حوزه تجهیزات زیرساختی و اکتیو، توانسته است با ارائه محصولات حرفهای و مطابق با استانداردهای بینالمللی، نقش مهمی در بهینهسازی عملکرد دیتاسنترها ایفا کند. استفاده از تجهیزات باکیفیت شبکه سازان، نهتنها پایداری سیستم را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود سرمایهگذاری انجامشده روی زیرساخت، بازده واقعی و بلندمدت داشته باشد؛ موضوعی که برای هر سازمانی حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
نقش بستر فیزیکی در عملکرد شبکههای پرسرعت
تصور کنید یک بزرگراه چند بانده، مدرن و پیشرفته در اختیار دارید، اما سطح آن پر از چاله، ترکخوردگی و موانع پنهان باشد. در چنین شرایطی، آیا خودروهای سوپر اسپرت میتوانند با حداکثر توان خود حرکت کنند؟ قطعاً خیر. بستر فیزیکی شبکه دقیقاً همین نقش را ایفا میکند؛ مسیری که اگر استاندارد، یکنواخت و بدون اختلال نباشد، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز نمیتوانند عملکرد واقعی خود را ارائه دهند. مسیر انتقال داده باید بهگونهای طراحی شود که کمترین میزان نویز، تداخل و افت سیگنال را داشته باشد تا اطلاعات با بالاترین کیفیت و حداقل تأخیر جابهجا شوند.
در زیرساختهای High-Speed، هر میلیثانیه ارزشمند است و گاهی همین اختلافهای بسیار کوچک در زمان پاسخدهی میتواند تفاوت بین یک سرویس پایدار و یک سیستم ناکارآمد را رقم بزند. کوچکترین افت کیفیت در مسیر انتقال، نهتنها باعث کاهش راندمان کل سیستم میشود، بلکه در مقیاسهای بزرگ میتواند منجر به افزایش خطا، نارضایتی کاربران و حتی اختلال در فرآیندهای حیاتی سازمان شود. به همین دلیل، هنگام خرید تجهیزات شبکه نباید صرفاً به مشخصات ظاهری یا قیمت توجه کرد، بلکه کیفیت بستر فیزیکی و سازگاری آن با استانداردهای روز، عاملی تعیینکننده در موفقیت یا شکست زیرساخت ارتباطی خواهد بود.
انواع رسانههای انتقال داده در دیتاسنتر
بستر مسی (Copper)
بسترهای مسی هنوز هم در بسیاری از دیتاسنترها مورد استفاده قرار میگیرند، بهویژه در ارتباطات کوتاهبرد داخل رکها یا بین رکهای مجاور که فاصله فیزیکی محدود است. این نوع رسانه انتقال، به دلیل دسترسی آسان، هزینه اولیه کمتر و فرآیند نصب سادهتر، همچنان گزینهای قابل قبول برای بسیاری از پروژههای سازمانی محسوب میشود. همچنین در سناریوهایی که نیاز به تغییرات مداوم در چیدمان تجهیزات وجود دارد، بستر مسی به دلیل انعطافپذیری بیشتر، مدیریت سادهتری را فراهم میکند.
بستر فیبر نوری (Fiber Optic)
در مقابل، در پروژههای مدرن و زیرساختهای با ظرفیت بالا، فیبر نوری به انتخاب اول و استاندارد صنعتی تبدیل شده است. سرعت انتقال بسیار بالا، تأخیر بسیار پایین، مصونیت کامل در برابر نویزهای الکترومغناطیسی و امکان انتقال داده در مسافتهای طولانی بدون افت کیفیت، از مهمترین مزایای این بستر محسوب میشوند. به همین دلیل، در دیتاسنترهای بزرگ، ارتباط بین سالنها، طبقات و حتی ساختمانهای مختلف تقریباً بهطور کامل مبتنی بر فیبر نوری طراحی میشود.
مقایسه اجمالی بین مس و فیبر
بهطور خلاصه میتوان گفت بستر مسی شبیه یک خیابان شهری است که برای ترددهای روزمره و مسیرهای کوتاه کاملاً مناسب است، در حالی که فیبر نوری مانند بزرگراه بینشهری عمل میکند که برای حجم بالای ترافیک و سرعتهای بسیار بالا طراحی شده است. هر دو بستر کاربرد خاص خود را دارند، اما برای مقیاسهای بزرگ، پروژههای حساس و دیتاسنترهایی که به پایداری بلندمدت نیاز دارند، فیبر انتخاب منطقیتر و آیندهنگرانهتری به شمار میرود. بنابراین هنگام خرید کابل شبکه لازم است نوع پروژه، میزان ترافیک، فاصله انتقال و برنامه توسعه آینده بهصورت دقیق بررسی شود تا انتخاب نهایی، بیشترین بازده فنی و اقتصادی را به همراه داشته باشد.
استانداردهای بینالمللی در طراحی زیرساخت دیتاسنتر
استاندارد TIA/EIA
استاندارد TIA/EIA یکی از پرکاربردترین چارچوبهای فنی در طراحی زیرساختهای ارتباطی بهویژه در آمریکای شمالی محسوب میشود. این استاندارد مجموعهای از دستورالعملهای دقیق برای جانمایی رکها، مسیرهای عبور کابل، نحوه توزیع پورتها و حتی حداقل فاصلههای مجاز بین تجهیزات اکتیو و پسیو ارائه میدهد. هدف اصلی TIA/EIA ایجاد یک ساختار منظم، قابل توسعه و استاندارد است تا در زمان ارتقاء یا عیبیابی، کمترین میزان اختلال در عملکرد دیتاسنتر ایجاد شود. رعایت این استاندارد باعث میشود زیرساخت از همان ابتدا بر اساس اصول مهندسی طراحی شده و از هزینههای دوبارهکاری در آینده جلوگیری شود.
استاندارد ISO/IEC
در مقابل، استاندارد ISO/IEC رویکردی جهانی دارد و بهعنوان مرجع اصلی در طراحی دیتاسنترهای حرفهای در سطح بینالمللی شناخته میشود. این استاندارد نهتنها به ساختار فیزیکی مسیرهای ارتباطی میپردازد، بلکه موضوعاتی مانند امنیت اطلاعات، قابلیت اطمینان، مقیاسپذیری و مدیریت ریسک را نیز پوشش میدهد. به همین دلیل بسیاری از سازمانهای بزرگ و مراکز داده حساس، ISO/IEC را بهعنوان معیار اصلی خود انتخاب میکنند. در چنین پروژههایی، استفاده از تجهیزات معتبر و سازگار با این استانداردها، مانند کابل شبکه لگراند، نقش مهمی در تضمین کیفیت، پایداری و طول عمر زیرساخت ایفا میکند و باعث میشود طراحی انجامشده، نهتنها مطابق با نیاز امروز، بلکه آماده پاسخگویی به نیازهای آینده نیز باشد.
پارامترهای کلیدی در انتخاب کابل برای دیتاسنتر
پهنای باند یکی از مهمترین شاخصها در ارزیابی کیفیت زیرساخت ارتباطی محسوب میشود و تعیین میکند چه حجم دادهای در واحد زمان قابلیت انتقال دارد. در طراحی دیتاسنترهای مدرن، نگاه صرف به نیاز فعلی کاملاً اشتباه است؛ زیرا ترافیک شبکه معمولاً بهصورت تصاعدی رشد میکند. بنابراین ظرفیت انتخابشده باید پاسخگوی توسعههای آتی، افزایش کاربران و گسترش سرویسها باشد. انتخاب زیرساختی با پهنای باند محدود، مانند ساختن ساختمانی چند طبقه روی فونداسیون یک طبقه است؛ دیر یا زود به بنبست میرسد.
نرخ تأخیر (Latency):تأخیر پایین به معنای واکنش سریعتر سیستم و تجربه کاربری بهتر است. در سرویسهای حساس مانند سامانههای مالی، پردازش ابری، مراکز تماس یا سیستمهای مانیتورینگ لحظهای، حتی چند میلیثانیه اختلاف میتواند تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد کل سیستم داشته باشد. زیرساخت فیزیکی نامناسب میتواند باعث ایجاد گلوگاههای پنهان شود که در ظاهر دیده نمیشوند، اما در عمل سرعت پاسخدهی سرویسها را بهشدت کاهش میدهند.
مقاومت در برابر نویز:نویز را میتوان دشمن نامرئی شبکه دانست؛ عاملی که بدون هشدار قبلی باعث افت کیفیت سیگنال، افزایش خطا و کاهش پایداری ارتباط میشود. مسیر انتقال باید بهگونهای طراحی شود که کمترین تأثیر را از میدانهای الکترومغناطیسی تجهیزات برقی، موتورهای صنعتی یا منابع تغذیه قوی دریافت کند. در این زمینه، استفاده از کابلهای شیلددار و استاندارد، نقش مهمی در حفظ سلامت سیگنال ایفا میکند.
طول عمر و استهلاک:زیرساخت فیزیکی دیتاسنتر یک سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشود و قرار نیست هر چند سال یکبار بهطور کامل تعویض شود. استفاده از تجهیزات بیکیفیت شاید در کوتاهمدت هزینه کمتری داشته باشد، اما در بلندمدت با افزایش خرابی، افت عملکرد و هزینههای نگهداری، ضرری چند برابر ایجاد میکند. به همین دلیل انتخاب برندهای معتبر و صنعتی، مانند کابل شبکه نگزنس، میتواند تضمینکننده دوام، پایداری و بازده واقعی زیرساخت در طول سالهای بهرهبرداری باشد.
تأثیر کیفیت کابل بر عملکرد تجهیزات اکتیو
در بسیاری از پروژههای شبکهای مشاهده میشود که مدیر سیستم از افت سرعت، ناپایداری ارتباط یا افزایش خطاهای انتقال داده شکایت دارد، اما پس از بررسیهای اولیه مشخص میشود که مشکل نه از سوئیچهاست و نه از سرورها؛ بلکه ریشه اصلی در مسیری قرار دارد که داده در آن جابهجا میشود. اگر بستر انتقال استاندارد و باکیفیت نباشد، تجهیزات اکتیو عملاً در شرایطی شبیه «خفگی اطلاعاتی» کار میکنند؛ یعنی توان پردازشی بالایی دارند، اما امکان استفاده کامل از این توان برایشان فراهم نیست.
در چنین شرایطی حتی ارتقاء تجهیزات اکتیو نیز تأثیر محسوسی بر بهبود عملکرد نخواهد داشت، زیرا گلوگاه اصلی همچنان پابرجاست. استفاده از زیرساخت نامناسب میتواند باعث افزایش نرخ خطا، تکرار بستههای داده و در نهایت کاهش محسوس راندمان کل سیستم شود. به همین دلیل در طراحی دیتاسنترهای حرفهای، کیفیت بستر فیزیکی همسطح با انتخاب تجهیزات اکتیو اهمیت دارد و هیچکدام بدون دیگری معنا پیدا نمیکند. انتخاب محصولاتی استاندارد و صنعتی مانند کابل شبکه دی لینک این اطمینان را ایجاد میکند که مسیر انتقال داده متناسب با توان واقعی تجهیزات طراحی شده و هیچ محدودیتی بهصورت پنهان به سیستم تحمیل نمیشود.
مدیریت کابلکشی در رک و کف کاذب
نظم در دیتاسنتر صرفاً یک موضوع ظاهری یا سلیقهای نیست، بلکه یک ضرورت کاملاً عملیاتی و فنی محسوب میشود. ساختار نامنظم مسیرهای ارتباطی میتواند فرآیند نگهداری، توسعه و حتی عیبیابی ساده را به یک عملیات زمانبر و پرهزینه تبدیل کند. لیبلگذاری صحیح و استاندارد این امکان را فراهم میکند که هر مسیر بهصورت دقیق شناسایی شود و در مواقع اضطراری یا توسعه سیستم، بدون نیاز به آزمون و خطا، مسیر موردنظر در کوتاهترین زمان ممکن پیدا شود. این موضوع بهویژه در دیتاسنترهای بزرگ که صدها یا حتی هزاران اتصال فعال وجود دارد، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
علاوه بر این، استفاده از نگهدارندهها، ترانکینگهای استاندارد و مسیرهای مشخص باعث میشود فشار فیزیکی روی کابلها کاهش یابد و از خمشدگی یا کشیدگی بیش از حد جلوگیری شود؛ عواملی که بهطور مستقیم بر طول عمر و کیفیت انتقال داده تأثیر میگذارند.
اهمیت مسیرهای مجزا برای برق و دیتا
عبور مسیرهای برق و دیتا از کنار یکدیگر، یکی از رایجترین اشتباهات در طراحی زیرساخت فیزیکی است؛ اشتباهی که در ابتدا شاید بیاهمیت به نظر برسد، اما در بلندمدت میتواند مشکلات جدی ایجاد کند. میدانهای الکترومغناطیسی ناشی از کابلهای برق میتوانند باعث ایجاد نویز، اختلال در سیگنال و کاهش پایداری ارتباط شوند. به همین دلیل جداسازی کامل این مسیرها نه یک توصیه، بلکه یک اصل حیاتی در طراحی دیتاسنتر به شمار میرود.
رعایت این تفکیک، علاوه بر افزایش کیفیت ارتباط، ایمنی سیستم را نیز بالا میبرد و ریسک بروز حوادثی مانند اتصال کوتاه، گرمشدن بیش از حد یا آسیب به تجهیزات حساس را به حداقل میرساند. در واقع مدیریت اصولی کابلکشی، همان زیرساخت پنهانی است که امنیت، پایداری و کارایی کل دیتاسنتر روی آن بنا شده است.
مشکلات رایج در زیرساخت فیزیکی دیتاسنتر
افت سیگنال:افت سیگنال یکی از شایعترین مشکلات در زیرساخت فیزیکی محسوب میشود و معمولاً در نتیجه طول مسیر بیش از حد مجاز یا استفاده از کابلهای بیکیفیت رخ میدهد. هرچه فاصله انتقال افزایش پیدا کند، میزان تضعیف سیگنال نیز بیشتر میشود و در نهایت دادهها با خطا یا تأخیر به مقصد میرسند. این مشکل بهویژه در پروژههایی که طراحی اولیه بر اساس استاندارد انجام نشده است، بیشتر دیده میشود. استفاده از نسلهای قدیمی مانند کابل شبکه CAT 5 در محیطهای پرترافیک امروزی، میتواند بهطور مستقیم باعث ایجاد محدودیت در سرعت و کاهش پایداری ارتباط شود.
تداخل الکترومغناطیسی:وجود تجهیزات صنعتی، UPS، ژنراتور یا حتی سیستمهای تهویه قدرتمند در نزدیکی مسیر دیتا، میتواند میدانهای الکترومغناطیسی شدیدی ایجاد کند که روی کیفیت سیگنال تأثیر منفی بگذارد. این نوع تداخل معمولاً بهصورت افت ناگهانی سرعت، قطع و وصل شدن ارتباط یا افزایش نرخ خطا خود را نشان میدهد. در بسیاری از موارد، مشکل نه از تجهیزات اکتیو، بلکه از محل عبور مسیرهای ارتباطی ناشی میشود که بدون رعایت اصول فنی طراحی شدهاند.
نصب غیر اصولی:نصب غیر اصولی یکی دیگر از عوامل پنهان اما بسیار مخرب در زیرساخت دیتاسنتر است. خم شدن بیش از حد کابلها، اعمال کشش زیاد هنگام نصب، فشار مکانیکی در رکها یا اتصال نادرست کانکتورها، همگی باعث کاهش کیفیت انتقال و کوتاهشدن عمر مفید زیرساخت میشوند. این آسیبها معمولاً در ابتدا قابل تشخیص نیستند، اما به مرور زمان خود را بهصورت قطعیهای مقطعی و افت عملکرد نشان میدهند و هزینههای نگهداری و تعمیرات را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند.
تست و مانیتورینگ کابلها
ابزارهای تست فیزیکی:تست و ارزیابی دورهای مسیرهای انتقال داده، یکی از مراحل حیاتی در مدیریت زیرساخت دیتاسنتر است. ابزارهایی مانند OTDR (Optical Time-Domain Reflectometer) و Network Tester به مهندسان این امکان را میدهند که وضعیت فیزیکی مسیرها، طول دقیق، افت سیگنال و وجود هرگونه ایراد یا تداخل در مسیر را بهصورت دقیق بررسی کنند. این ابزارها نه تنها مشکلات موجود را شناسایی میکنند، بلکه امکان پیشبینی خرابیهای احتمالی را نیز فراهم میآورند. بدون استفاده از این روشها، بسیاری از اختلالات بهصورت پنهان باقی میمانند و در شرایط بحرانی باعث توقف سرویسها میشوند.
مستندسازی مسیرها:مستندسازی زیرساختهای فیزیکی، نقشهای جامع از تمام مسیرهای انتقال داده، نقاط اتصال، رکها و تجهیزات مرتبط ایجاد میکند. این مستندات مانند یک نقشه گنج عمل میکنند؛ وقتی بحران یا خرابی غیرمنتظره رخ میدهد، تنها چیزی که میتواند روند تعمیر یا رفع عیب را سریع و دقیق هدایت کند، همین اطلاعات مستندسازیشده است. علاوه بر این، مستندسازی دقیق کمک میکند تا توسعههای آینده، تغییرات مسیرها یا ارتقاء تجهیزات بدون ایجاد اختلال در سیستم موجود انجام شود و فرآیند نگهداری بهمراتب سادهتر و کمهزینهتر شود. بهطور کلی، تست منظم و مستندسازی کامل، ستون فقرات نگهداری حرفهای و پایدار یک دیتاسنتر را تشکیل میدهند و تضمین میکنند که شبکه در طول زمان با کمترین مشکل عملیاتی و بالاترین بهرهوری کار کند.
اگر زمان کافی برای مطالعه این مقاله ندارید، نگران نباشید!
ما فایل پیدیاف این مقاله را برای شما آماده کردهایم تا بتوانید در فرصت مناسب آن را مطالعه کنید.
دیتاسنترهای نسل جدید بهطور فزایندهای به سمت استفاده کامل از فیبر نوری حرکت کردهاند. این مهاجرت نه تنها به دلیل سرعت بالای انتقال داده است، بلکه مزایای دیگری مانند کاهش تأخیر، افزایش پایداری، مصونیت در برابر نویز و امکان پوشش مسافتهای طولانی بدون افت کیفیت، باعث شده است فیبر به استاندارد صنعتی تبدیل شود. طراحی بر پایه فیبر نوری امکان توسعه آینده را نیز بهراحتی فراهم میآورد؛ یعنی همان زیرساختی که امروز نصب میکنید، قادر است نیازهای نسلهای بعدی فناوری و افزایش حجم ترافیک داده را نیز پاسخگو باشد. علاوه بر این، فیبر نوری به مهندسان شبکه اجازه میدهد انعطاف بیشتری در چیدمان مسیرها و طراحی رکها داشته باشند، بهطوری که تغییرات و ارتقاء سیستم بدون نیاز به بازسازی کل زیرساخت بهراحتی انجام شود. در پروژههای ترکیبی نیز، گاهی از کابل CAT6 برای مسافتهای کوتاه و داخلی استفاده میشود تا اتصال بین رکها یا تجهیزات موقت بهینه باقی بماند، اما در مقیاس کل دیتاسنتر، فیبر نوری نقش اصلی را ایفا میکند.
ظهور تکنولوژیهای 400G و 800G:با پیشرفت فناوری، سرعتهای انتقال داده که تا چند سال پیش تنها در حد رویا بودند، امروز به استانداردهای عملیاتی تبدیل شدهاند. تکنولوژیهای 400G و 800G امکان جابهجایی حجم عظیمی از دادهها را در کوتاهترین زمان فراهم میکنند و موجب میشوند دیتاسنترها بتوانند به سرعت به نیازهای روزافزون کاربران و سرویسهای ابری پاسخ دهند. این سرعتها نه تنها عملکرد سیستمهای موجود را بهبود میبخشند، بلکه امکان راهاندازی سرویسهای جدید، پردازش لحظهای دادهها، تحلیل دادههای حجیم و بهرهبرداری از فناوریهای هوش مصنوعی را نیز به شکلی کارآمد فراهم میکنند.
علاوه بر افزایش سرعت، این تکنولوژیها باعث کاهش مصرف انرژی و بهینهسازی فضای رکها نیز میشوند، زیرا با استفاده از سرعتهای بالاتر، تعداد تجهیزات مورد نیاز برای انتقال داده کاهش مییابد. در واقع، حرکت به سمت زیرساختهای High-Speed و فیبر نوری تمامعیار، زیربنای دیجیتال آینده را شکل میدهد، عملکرد دیتاسنترها را بهینه میکند و آنها را برای مواجهه با حجم روزافزون داده و چالشهای سالهای آتی آماده میسازد.
نتیجه گیری
زیرساخت فیزیکی دیتاسنتر، قلب تپنده و ستون فقرات هر شبکهای است و هیچگاه نباید نقش حیاتی آن را دستکم گرفت. انتخاب درست مسیرهای انتقال، نصب اصولی مطابق با استانداردها و نگهداری مداوم، سه ضلع اصلی مثلث پایداری و کارایی شبکه را شکل میدهند. حتی قدرتمندترین تجهیزات اکتیو، از جمله سوئیچها و سرورها، بدون بستر فیزیکی استاندارد و مطمئن، نمیتوانند عملکرد واقعی خود را ارائه دهند و عملاً بخشی از توان آنها هدر میرود.
در دنیای پرسرعت امروز، زیرساختی که کیفیت، ایمنی و مقیاسپذیری را تضمین کند، نه تنها باعث افزایش بهرهوری و کاهش خطا میشود، بلکه آینده شبکه را نیز قابل توسعه و انعطافپذیر میسازد. به عبارت دیگر، سرمایهگذاری در مسیرهای انتقال داده استاندارد، همانند ساختن فونداسیون محکم برای یک ساختمان بلندمرتبه است؛ بدون آن، هیچ پیشرفتی پایدار و ایمن نخواهد بود. رعایت این اصول، تضمین میکند که دیتاسنترها حتی در شرایط پرترافیک و سرویسهای حساس، همچنان پایدار، سریع و قابل اعتماد باقی بمانند.
سوالات متداول
1. مهمترین عامل در انتخاب کابل دیتاسنتر چیست؟ پهنای باند و آیندهنگری مهمترین فاکتور هستند.
2. آیا مس هنوز کاربرد دارد؟ بله، در مسیرهای کوتاه و داخلی همچنان استفاده میشود.
3. چرا فیبر نوری اولویت دارد؟ بهدلیل سرعت بالا، عدم نویز و پایداری بلندمدت.
4. تست دورهای چه اهمیتی دارد؟ برای جلوگیری از خرابیهای ناگهانی و کاهش هزینه تعمیرات.
5. آیا مدیریت کابل فقط جنبه ظاهری دارد؟ خیر، مستقیماً روی سرعت عیبیابی و پایداری شبکه تأثیر دارد.
شبکه سازان یکی از بزرگترین فروشگاه های اینترنتی تجهیزات شبکه در کشور، با بیش از بیست سال سابقه و فعالیت، با گسترهای از تجهیزات شبکه ، برای کاربران خود « تجربهی لذتبخش یک خرید اینترنتی در حوزه فناوری و تکنولوژی » را تداعی میکند.«ارسال سریع»، «ضمانت بهترین قیمت» و «تضمین اصالت کالا» سه اصل اساسی شرکت شبکه سازان می باشد.همواره با پایبندی و رعایت این سه اصل از نخستین روز تاسیس و افزایش مراکز توزیع در استان تهران، توانسته ایم امکان ارائه خدمات و تحویل کالا در همان روز ثبت سفارش را فراهم آوریم و حوزه های تازهای را در جذب لبخند رضایت بیشتر مخاطبینمان ، فروش تجهیزات و ارائه خدمات اکتیو و پسیو شبکه را به دایره فعالیت خود بیافزاییم.
برای استفاده از مطالب شبکه سازان ، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وبسايت نیز برای شرکت شبکه سازان است.